مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1010
طب اكبرى ( فارسى )
[ يعنى پس از آن ] به فصد پردازند كه خون به سبب نضج و تنقيهء سودا لطيف خواهد شد و در فصد مستفرغ خواهد گشت ؛ بلكه احوط آن است كه در جميع امراض غير دموى چون به فصد حاجت آيد ، اوّل بايد كه به نضج آن خلط كوشند بعده [ يعنى پس از آن ] فصد كنند . و آنچه گفتهاند كه در اخراج خون انتظار نضج نبايد كرد ، مقصود از آن مرض دموى صرف است . نوع ششم : آنكه مادهء ريحى درد مفاصل آرد . و علامت او تمدد شديد است و انتقال درد از موضعى به موضعى . علاج : گلقند و گلاب و عرق باديان و شربت بزورى دهند و روغنهاى مقّوى چون روغن گل و مانند آن بمالند و از تنقيهء بلغم غافل نباشند . و گاه باشد كه ماده ريح در غايت حدّت و حرارت باشد و از غايت فساد به استخوان نافذ شود و آن را فاسد گرداند و بشكند و وى مسمى است به « ريح الشوكه » و تدبير وى اخراج خون است و استفراغ صفرا . نوع هفتم : آنكه درد مفاصل به تركيب دو خلط يا بيشتر عارض شود . و اين مرض ، از تركيب بلغم يا صفرا اكثر افتد . و علامت وجع مفاصل مركب آن است كه اعراض هريك به حسب قلّت و كثرت او پيدا بود و حار مفرد و بارد مفرد كمتر سود دهد . و باشد كه دوا گاهى سود دهد و باز گاهى ضرر رساند همان دوا به واسطهء اختلاف مواد . علاج : نظر كنند كه تركيب از چند خلط است پس به حسب او دوا نيز مركب سازند از اجزاى مختلفه كه براى هر خلطى مخصوص است اكلا و طلاء أو دونهما [ يعنى غير از اكلا و طلاء ] . و درين تركيب ، غلبهء هر خلط ملحوظ دارند تا هركدام كه غالب بود دوايى كه مخصوص آن است نيز بر ديگر اجزا غالب باشد . و تا نضج تام پديد نيايد ، به فصد و مسهل نپردازند . و اين همه تصرفات در تركيب اجزا موقوف بر رأى طبيب است حاجت به نوشتن ندارد . امّا از آنكه بلغم با صفرا بيشتر مركب شده [ و ] درد مفاصل آرد ، نسبت به همهء اجناس بسيطه و مركبه تدبير او علىحده بيان كردهاند . و تدبير وجع المفاصل كه از تركيب بلغم با صفرا افتد ، آن است كه جهت اسهال ، حبّ سورنجان « 1 » يا مطبوخ
--> ( 1 ) . صفت حبّ سورنجان : صبر سقوطرى و ماهى زهرج ، هريك يك درم ؛ سورنجان [ و ] تربد